در بحث توسعه سیستم ها برای اطلاعات جغرافیایی به منظور اطمینان از سازگاری و یکپارچگی، وجود مدل ­های مفهومی که دارای جزئیات بیشتری هستند ضروری می شود. کاملاً واضح است که داده های جغرافیایی ویژگی های خاصی دارند و لازم است برای توسعه آن به زبان ها و تکنیک های مدل سازی استاندارد روی آوریم.

افزایش استفاده از داده های جغرافیایی و سیستم های اطلاعات جغرافیایی مستلزم تحقیق و بررسی در حوزه­ مدل سازی داده جغرافیایی و پایگاه های داده است. به دلیل رشد استفاده از داده های جغرافیایی لازم می شود داده های ناهمگن که همگی به یک پدیده اشاره دارند را بین سیستم ها و منابع مختلف ترکیب یا تبادل کنیم. معمولاً چنین داده هایی بر اساس مدل های داده غیراستاندارد جمع آوری و سازمان­دهی شده اند و این امر تبادل داده ها را با چالش روبرو خواهد کرد. به منظور موفقیت کامل در امر تبادل داده ها لازم است اسناد طبقه بندی و مدل های استاندارد و صحیحی در اختیار داشته باشیم. توسعه گسترده مدل­ های داده استاندارد اساس تبادل داده­ به شکلی قابل قبول را پایه ریزی می کند. پیش از توسعه زبان­ها و مدل های استاندارد، روش های استانداردی برای مدل سازی داده های جغرافیایی وجود نداشته ­است و مدل­هایی که پدیده های یکسان را شرح می داده اند به شکل های گوناگون طراحی و تفسیر می شدند. در ادامه ضمن تعریف زیان مدل سازی و انواع آن به توضیح مفاهیم اساسی پیرامون زبان مدل سازی یکپارچه UML و هدف از استفاده آن در مبحث مدل­سازی پدیده های جغرافیایی می پردازیم.

زبان مدل سازی

به هر زبان غیرحقیقی که می تواند برای تبیین اطلاعات یا دانش یا سیستم ها مورد استفاده قرار گیرد زبان مدل­سازی می گویند. این بیان در قالب ساختاری که به وسیله یک مجموعه از قوانین سازگار تعریف می شوند، صورت می پذیرد. قوانین برای تفسیر معنی اجزای سازنده ساختار به کار می روند. یک زبان مدل سازی می تواند گرافیکی یا متنی باشد. زبان­های مدل­سازی گرافیکی از تکنیک نمودار با علائم مشخص که مفاهیم و خطوط را نشان می­دهند استفاده می­کند که این خطوط علائم را به یکدیگر متصل می کند و رابطه را نشان می دهد. علائم گرافیکی دیگری نیز وجود دارند که برای بیان قیود به کار می روند. در طرف دیگر زبان­های مدل سازی متنی از یک سری لغات کلیدی استاندارد همراه با پارامترهای مشخص برای ایجاد عبارات قابل تفسیر برای کامپیوتر استفاده می کنند. زبان های گرافیکی نسبت به زبان های متنی به عملیات اجرایی کمتری نیاز دارند و از این جهت سریع­ شناخته می شوند.

زبان مدل­سازی یکپارچه/Unified Modeling Language

UML یا زبان مدل سازی یکپارچه، یک زبان مدل سازی است که توسط Grady Booch, James Rumbaugh, Ivar Jacobsen ایجاد و بعدها توسط گروه مدیریت شئ OMG در سال ۱۹۹۷ استاندارد شد. از چندین مفهوم و نظریه تشکیل شده است که در سطوح مختلف انتزاعی در توسعه و حفظ و نگهداری سیستم استفاده می شود. می­ تواند برای اهداف گوناگون مورد استفاده قرار گیرد، از جمله: الف) بصری­سازی و مستندسازی فرآیندها، جریان های کاری، پایگاه­های داده و سیستم­های اطلاعاتی در یک سازمان، ب) خصوصی سازی نیازهای سیستم،  پ) طراحی و توسعه سیستم های اطلاعاتی، یعنی؛ تحلیل های کاربری، تحلیل های سیستمی، طراحی و پیاده سازی سیستم. چون در تمامی فازهای توسعه و عملکرد سیستم از یک زبان یکسان استفاده می­شود، به کاربران، مشتریان، توسعه دهندگان و اعضای پروژه ها این امکان را می دهد که به شکلی موثر و کارآمد با سیستم ارتباط برقرار کنند.

 این زبان مدل­سازی گرافیکی از چندین نوع دیاگرام یا نمودار از پیش تعریف شده که ساختار یا رفتار یک سیستم را مشخص می­کنند تشکیل شده است و در مدل­سازی از این نمودارها استفاده می­شود. بسته به مسائل و کیفیت­های مورد نظر برای سیستم­های اطلاعاتی­ای که قرار است پایه ریزی شوند، ما می­توانیم این نمودارها را به مناسب ترین روش سازمان دهی کنیم. هدف استفاده از نمودارهای مختلف در UML، ارائه منظرهای گوناگون از سیستم است. همانطور که مهندسین عمران جهت ساختن یک ساختمان، پلان­های مختلفی از ساختمان تهیه می کنند، ما با استفاده از نمودارهای UML نماهای مختلفی از نرم افزار یا سیستم مورد نظر را تهیه می­کنیم. با توجه به رشد نرم افزارهای پشتیبانی کننده UML، امروزه با استفاده از نرم افزارهایی مانند Microsoft Visio ،Enterprise Architecture و Rational Rose می­توان بعد از رسم نمودارهای UML، مستقیما این نمودارها را به پایگاه داده و کد تبدیل کرد. این نرم افزارها همچنین قادرند کدهای برنامه را گرفته و نمودارهای UML را تولید کنند.

UML1

طرح واره و نشان تجاری زبان مدل سازی یکپارچه

نمودارهای UML

UML2

نمودار use-case

UML3

مثالی از نمودار فعالیت برای جریان کار خرید کتاب

UML4

نمایش بخش­های نمودار کلاس (بالا)، مثالی از چگونگی ارتباط کلاس­ها و زیرکلاس­ها (پایین)

دو نمودار دیگر که عمدتاً در پیاده سازی سیستم به کار می روند عبارتند از نمودار اجزا[۱۰] که اجزای سازنده یک سیستم را توصیف می کند و نمودار استقرار [۱۱] که سخت افزارهای سیستم را شرح می دهد.

[۱] use-case diagram

[۲] actor

[۳] activity diagram

[۴] class diagram

[۵] object diagram

[۶] interaction diagram

[۷] sequence diagram

[۸] collaboration diagram

[۹] state diagram

[۱۰] component diagram

[۱۱] deployment diagram

دیدگاهتان را بنویسید